حكيم ابوالقاسم فردوسى

360

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

به آن بيشه‌اى كه گرگ در آنجا بود ، بردند . چون بدانجا رسيدند ، پيل ژيانى ديدند كه با دشنه از سر تا ميانش بريده شده بود . پس او را با گاوهاى گردونه‌كش نيرومند به بيرون كشيدند و به آن مرغزار آوردند . همه به آن گرگ پير مىنگريستند . اگر چه گرگ ژيان كه نبود و نرّه شيرى سترگ بود . قيصر كه تن آن پيل مست را بديد ، از شادى دستها را بر هم زد و همان روز ، اسقف را به ايوان خويش فراخواند و دختر خود را به ميرين بداد . آنگاه به هر مهتر و سرور و سكوبا « 1 » و بطريقى « 2 » نامه‌اى نوشتند كه : بدانيد كه ميرين - آن شير سرافراز روم - زمين را از آن گرگ دلاور تهى كرد . به زن خواستن اهرن ، دختر سوم شاه يكى از پهلوانان سرافراز و پر منش رومى و از نژاد بزرگان به نام اهرن بود كه به سال از ميرين ، كهتر بود . آن شاهزاده به نزد قيصر رفت و گفت : اين سرزمين از تو آباد بادا . بدان كه من از همه رو از ميرين بالاترم و از گنج و تيغ و هنر از او برتر هستم . پس اكنون دختر كهتر خود را به من بده و سپاه و افسرت را به من تازه كن . قيصر كه چنين شنيد ، به دو گفت : پيمان ما را شنيده‌اى كه از راه نياكان خود نخواهم گذشت و اين دخترم دامادى برنمىگزيند تا اين كه تو نيز اگر مىخواهى بايد همچون ميرين كارى به انجام رسانى . آنگاه تو نيز همنبرد من خواهى گشت . بدان كه در كوه سقيلا « 3 » اژدهايى است كه كشور ما همه ساله از او در رنج و سختى است . اگر تو آن اژدها را در روم نابود سازى ، من نيز دختر و گنج و سرزمينم را به تو مىسپارم زيرا كه آن اژدها همتاى آن گرگ شيراوژن است و دَم زهر او بسان دام اهريمن مىباشد . اهرن كه

--> ( 1 ) - سكوبا همان اسقف در كيش مسيحيت است . لغت‌نامه دهخدا ، ماده سكوبا . ( 2 ) بطريق همان پاتريارك مىباشد كه رئيس عيسويان يونانى و نيز سرهنگ رومى بوده كه ده هزار مرد جنگى در زير حكم او بوده‌اند . لغت‌نامه دهخدا ، ماده بطريق . ( 3 ) - شهيدى مازندرانى سقيلا را همان جزيرهء سيسيل مىداند . راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده سقيلا .